السيد الطباطبائي ( مترجم : شيروانى )
101
ترجمه و شرح بداية الحكمة ( فارسى )
آنكه بنابر فرض ، مفهوم موردنظر ، بر زغال نيز صدق مىكند . پس اين احتمال بر خلاف فرض و نادرست است . 2 . در صدق آن مفهوم ، فقط خصوصيت مصداق دوم ( زغال ) معتبر باشد ، مانند آنكه آن مفهوم ، فقط از سياهى ، كه ويژگى خاص زغال است و در گچ يافت نمىشود ، حكايت كند . اين فرض نيز قابل قبول نيست ، زيرا در اين صورت ، آن مفهوم بر مصداق نخست ( گچ ) ، كه فاقد آن خصوصيت است ، صدق نخواهد كرد حال آنكه فرض ما بر آن است كه مفهوم مورد نظر ، بر هردو مصداق منطبق مىشود . 3 . خصوصيت هردو مصداق در آن مفهوم اخذ شده باشد ، مانند مفهوم سياه سفيد ، كه هم خصوصيت گچ و هم خصوصيت زغال در آن معتبر مىباشد ؛ در اين صورت ، مفهوم موردنظر ، نه بر گچ صدق مىكند و نه بر زغال ، و اين نيز خلاف فرض است . 4 . خصوصيت هيچيك از آن دو مصداق در آن مفهوم اخذ نشده باشد ، به اين صورت كه آن مفهوم از قدر مشترك ميان مصاديق انتزاع شده باشد ، مانند مفهوم « جسم » كه حاكى از يك حقيقت مشترك ميان گچ و زغال است . البته در اين صورت ، مفهوم موردنظر بر هردو مصداق و بر همهء مصاديقى كه داراى آنقدر مشترك باشند ، صدق خواهد كرد . از بررسى اين حالات چهارگانه به دست مىآيد كه يك مفهوم ، تنها در صورتى مىتواند بر مصاديق متعدد منطبق گردد كه از قدر مشترك ميان آنها انتزاع شده باشد ( حالت چهارم ) ، نه از جهت كثرت آنها . به ديگر سخن ، مفهوم واحد بر مصاديق كثير از آن جهت كه واحدند ، صدق مىكند ، نه از آن جهت كه كثيرند . چكيدهء سخن برهانى را كه براى اثبات وحدت حقيقت وجود بيان كرديم بهطور خلاصه مىتوانيم به اين صورت تنظيم كنيم : وجود اگر يك حقيقت واحد نباشد ، بايد از حقايق متباين تشكيل شده باشد ،